گودرز گودرزی (مجید)

ایران تا پیش از پیروزی انقلاب، اگر نگوییم یکی از مستعمره‌های ایالات متحده امریکا بود، می‌شود گفت که تحت‌الحمایه امریکا به شمار می‌رفت و سوای آن حیاط‌خلوت برخی رژیم‌ها ازجمله رژیم جعلی و تحمیلی اسرائیل بود.
انقلاب اسلامی که شکل گرفت و سرانجام در ۲۲ بهمن‌ماه ۱۳۵۷ به پیروزی رسید، رابطه ایران و امریکا رو به تیرگی رفت؛ اما نه چنان که یک‌سره قطع شود. به هرروی این تیرگی و سردی برای امریکا- کشوری که منافع زیادی در ایرانِ پیش از انقلاب داشت- نه تنها خوشایند نبود، بلکه درصدد این بود که هر جور شده همه چیز به عقب برگردد و باز همان زنجیره دخالت‌ها و تصمیم‌گیری‌ها و تاراج منابع ایران. در این سال‌های پس از پیروزی انقلاب دیدیم که امریکا هم برای ضربه‌زدن بر پیکره انقلاب و هم بازکردن جای پای خود در ایران، از هیچ ترفند و نیرنگی رویگردان نبوده؛ از کودتا و تحت فشار قرار دادن مردم ایران با سلاح تحریم تا ترساندن مردم و سیاست‌مداران ایران به حمله نظامی و ایران‌هراسی و مانند آن. 
حمایت‌ها و پشتیبانی‌های گسترده و بی‌چون و چرای امپریالیسم امریکا از نظام پیشین عراق در زمان حکمرانی صدام تا ورود علنی و آشکار آن کشورِ استعماری به جنگ کنار عراق، علیه ایران، هیچ‌یک نتوانست او را به هدف‌های شوم و آرزوهای پلیدی که در سر داشت برساند. 
این دشمنی و بدخواهی‌ها ادامه داشت تا بهار ۱۴۰۴ و هُل دادن اسرائیلِ اشغال‌گر به جنگ علیه ایران؛ جنگی ۱۲ روزه که در پایان آن، نیروی هوایی امریکا رأساً پا به میدان گذاشت و با بمباران چند مرکز هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، عقده چند دهه خود را خالی کرد. اما پاسخ ایران به صهیونیست‌ها کوبنده و دور از انتظارش بود (گرچه ایران می‌توانست از موقعیتِ پیش‌آمده نهایت استفاده نظامی علیه رژیم کودک‌کش اسرائیل ببرد و غاصبان یاغی را  بیش‌تر زیر ضربه موشکی خود بگیرد و به عوض یک پایگاه، چند پایگاه‌ نظامی امریکا در حوزة خلیج فارس را تلافی‌جویانه هدف قرار بدهد). 
حالا امریکا و به‌ویژه اسرائیل، زخم برداشته بودند. همه می‌دانستند که آن‌ها دست از سر ایران برنخواهند داشت. آخر آبروی امریکای ابرقدرت رفته و هیمنه‌اش لکه‌دارشده بود و هیچ‌کس شهرها و مراکز حساس نظامی و سیاسی و جاسوسی اسرائیل را آن‌طور موشک‌باران نکرده بود.   
۷ ماه گذشت. در دی‌ماه، شماری از مردم علیه تورم و گرانی و رانت و فساد اقتصادی، دست به تظاهرات مسالمت‌آمیز زدند؛ تظاهراتی اعتراضی نسبت به مشکلات اجتماعی و وضعیت معیشتی. 
امریکا و اسرائیل و بدخواهان وطن، دست به کار شدند. فرصت را مغتنم شمرده و با استفاده از نیروهای خود، اعتراضات را  به آشوب و بلوا و خشونت و درگیری خیابانی کشاندند؛ ساختمان‌های دولتی- از بانک‌ها تا درمانگاه‌ها و کتاب‌خانه‌ها- و کلانتری‌ها و خودروهای شخصی را به آتش کشیدند و دست به سلاح بردند و کشته از مردم گرفتند. اغتشاش‌گران پشت‌شان به حمایت‌های اسرائیل و وعده‌های رئیس‌جمهوری امریکا- ترامپ- گرم بود. پس تنور خشونت را داغ‌تر کردند، بدان امید که طرفی ببندند و ایران را دودستی پیشکش عموسام کنند! کودتای وطن‌فروشان و اسرائیل و امریکا شکست خورد.  
۵۰ روز پس از سرکوب براندازان و ناکامی مزدوران صهیونیستی، ناگهان امریکا و اسرائیل- هر دو هماهنگ و هم‌زمان، و با هم‌داستانی خیانت‌پیشگان داخلی و حکومت‌های مرتجع و خودباخته کشورهای عربی حوزه خلیج فارس- ناغافل به ایران یورش آوردند و جنگی دیگر را در خلال مذاکرات هسته‌ای، علیه ایران و ایرانیان رقم زدند: جنگ رمضان. جنگِ تحمیلی ناجوان‌مردانه و نابرابر که گفته‌ها و ناگفته‌های زیادی دارد و خواهد داشت. 
امریکای و اسرائیل که اساس وجودی‌شان بر پایة کشتار و خون بنا نهاده شده است  تا توانستند از قواعد جنگی عدول کردند و جنایت‌های جنگی مرتکب شدند و از همة خط قرمزها عبور کردند و از مدرسه و بیمارستان تا پل و راه‌آهن و دانشگاه و شرکت داروسازی و پتروشیمی و زیرساخت‌ها را مورد تهاجم ِ خود قرار دادند تا جایی‌که دادِ کشورها و بسیاری از سران‌شان و حتی فریاد و اعتراض پاپ لئو رهبر کاتولیک‌های جهان بلند شد... ایران در میدان رزم و آوردگاه نظامی، کم نیاورد و خوب از خجالت اسرائیل توطئه‌چین و امریکای قدَرقدرت درآمد، تا جایی که پس از ۴۰ روز جنگ، از سوی مهاجمان و متجاوزان، آتش‌بس پیشنهاد گردید... 
امریکا، نمی‌تواند ایران ، خلیج فارس و تنگة استراتژیک هرمز را نبیند. امریکا، ایرانی را نمی‌خواهد، ایران را می‌خواهد؛ نفتش را؛ گازش را؛ خاکش را. زیرا خوی زیاده‌خواهی و خصلت جهان‌خواری در ذاتِ بی‌ریشة آن ها ریشه دوانده است. اما ایران لقمة باب دندان امریکا نیست. چون ایران مثل هر کشورِ دیگری نیست. اینک ایران برای امریکا یک آرزوی دست‌نیافتنی است. ایران، ایران است. ایران، سرزمینی است یگانه؛ دردانه. بیگانه در آن جایی نداشته و نخواهد داشت. ایران از آنِ ایرانی است؛ و ایرانی، جان‌فدای ایران.
باری! دسیسه‌چینی‌های امریکا در چند دهة اخیر برای سیطره بر ایران، به‌طور شبانه‌روز ادامه داشته است. 
در این‌جا برای آشنایی بیش‌تر و نیز بازخوانی دست‌اندازی‌ها و دخالت‌های امپریالیسم امریکا به‌منظور تضعیف روحیة ایرانیان و عقب‌نشینی آنان از آرمان‌های ملی ـ مذهبی خود، تاریخِ روزها و ماه‌های نخستینِ پس از پیروزی انقلاب را ورق می‌زنیم و چند خبرِ چاپ‌شده در روزنامة اطلاعات را با هم مرور می‌کنیم؛ خبرهایی که خبر از رفتارهای امریکاییان می‌دهد. در این بخش بسنده شده است به ۲ خبر. خبرِ نخست یک روز و خبر دوم تنها دو روز پس از پیروزی انقلاب،در خلیج فارس اتفاق افتاده که هر کدام در روز بعد در روزنامه منتشر و منعکس شده است.
بیست و چهارم بهمن ۱۳۵۷
«ناو امریکایی وارد آب‌های ایران شد
قسمت‌های رادار پایگاه‌های هوایی جزیره کیش و بندر جاسک به محاصره یک ناوگان نیروی دریایی امریکا درآمده است.همافران قسمت رادار پایگاه‌های هوایی جزیره کیش و بندر جاسک نیمه‌شب گذشته با اعلام این خبر به فرماندهی پایگاه وحدتی دزفول درخواست کمک فوری کردند. در پی دریافت این خبر، مسئولان پایگاه وحدتی دزفول از طریق رادارهای همدان و بندرعباس تلاش وسیعی را به منظور برقراری ارتباط با «افسر شیفتِ» رادار پایگاه‌های کیش و بندرجاسک آغاز کردند ولی این تلاش دقایقی طولانی به نتیجه نرسید. مدتی بعد تماس حاصل شد و «افسر شیفتز» این پایگاه‌ها بلافاصله محاصره این پایگاه‌ها از طرف ناوگان دریایی امریکا را تکذیب کرد.» ۱
یک روز پس از آن روزنامة اطلاعات از به زیر کشیده‌شدن یک فروند هواپیمای امریکایی که سرگرم گشت‌زنی [جاسوسی] بر فراز خلیج فارس بود خبر داد. متن خبر چاپ‌شده در اطلاعات چنین بود:
بیست و پنجم بهمن ۱۳۵۷ 
«جنگنده‌های ایران، هواپیمای امریکایی را فرود آوردند
بندر بوشهر- رأس ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقة بعدازظهر دیروز، یک فروند هواپیمای ۲ موتورة حامل ۶ امریکایی در حالی‌که بر فراز آب‌های خلیج فارس به گشت‌زنی مشغول بود، توسط جت‌های شکاری نیروی هوایی بندر بوشهر محاصره شد و در فرودگاه این شهر به زمین نشانده شد.
سرنشینان این هواپیما پس از دستگیری به زندان پایگاه هوایی بوشهر انتقال داده شدند تا پس از بازجویی از سوی آیت‌الله حسینی مرجع تقلید این شهر، برای اقدامات بعدی تحویل نیروی دریایی شوند. 
قبلاً در بوشهر شایع بود که ناو هواپیمابر «اف- کندی» متعلق به نیروی دریایی امریکا در آب‌های خلیج فارس جولان می‌دهد. گفته می‌شود هواپیمای مذکور از روی این ناو به پرواز درآمده بود. درحال حاضر نیروی هوایی بوشهر درحال آماده‌باش است.
از صبح دیروز کنترل کشتیِ «رافائل [کشتی تفریحی وابسته به نیروی دریایی امریکا]» تحت کنترل مردم و تکاوران نیروی دریایی بوشهر درآمد و تاج این کشتی پایین کشیده شد. مردم یک پرچم سرخ برفراز کشتی برافراشتند.» ۲
پانویس‌:
۱ـ «اطلاعات ۸۰ سال»، جلد ۲.
۲ـ همان.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی